تبليغاتX
« Golden Sun »


 
تاريخ : چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391

سلام به همه ی دوستان. چند روزی هست که به خاطر کنگره ی به اصطلاح بین المللی عمران توی دانشگاهمون، دانشکده ی ما رو تعطیل کردن و گفتن برین پی کارتون تا ما به کارامون برسیم! اصولا در چنین مواقعی، یک دانشگاه برای دانشجویانشون بصورت رایگان یا هزینه ی ناچیز اجازه میده که توی کنفرانس شرکت کنن. ولی این جا برعکسه! باید هفتاد یا هشتاد هزار تومن پول بدی جای یه کنگره ی مذخرف که دو ریال هم به نظر من نمی ارزه!

حالا شاید بگید که چرا این جوری حرف می زنی؟ چِت شده؟

توی این تعطیلات که تقریبا از دوشنبه شروع شده، ما هم از وقت استفاده کردیم و یکشنبه شب رفتیم تهران و سه شنبه ظهر هم اومدیم اهواز. الآن هم از بیکاری داشتم اسم بعضی از استادامون رو توی گوگل می زدم و می خواستم ببینم با این کوله باری از علم و ادب (!) و ... چه بازتابی توی دنیای نت داشتن! ... که یهویی با یه صفحه ای برخورد کردم. یه بیانیه ای از طرف اساتید دانشگاهمون که موقع انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ گفته بودن ۲۲ خرداد برید به میرحسین یا کروبی رای بدید! چه بیانیه ی احمقانه ای! اگه دانشجوی دانشگاه خراب شده ی صنعتی اصفهان هستید، برید اسم استادانی که پای این بیانیه رو امضا کردن ببینید! می دونم خبر خیلی خیلی سوخته ایه، ولی ممکنه ندیده باشید. توضیحات مطالب از منبع به صورت زیر است:

+ فقط زود بگم که از دانشکده ی عمران این ...ها پای اون ... رو امضاء کردن:

کیوان اصغری، بیژن برومند، کیاچهر بهفرنیا، محمد کریم بیرامی، امیرمهدی حلبیان، رضا خدادادی (!)، محمد مهدی سعادت پور

123 استاد دانشگاه صنعتي اصفهان با انتشار بيانيه يي همگان را به شركت فعال و گسترده در انتخابات رياست جمهوري دهم دعوت كردند.

در اين بيانيه آمده است: «نزديك چهار سال است كه ناباورانه شاهد دور شدن فاحش مديريت اجرايي كشور در تمامي عرصه هاي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و سياست داخلي و خارجي از مباني خردورزي و آينده نگري هستيم. در رويكرد كنوني اداره كشور دينداري تبديل به تظاهر شده و انديشه ورزي، جامع نگري و حفظ منافع ملي جاي خود را به احساسات، سطحي نگري و دشمني تراشي داده است. نتيجه اين روند بروز آثار بحران در حوزه هاي گوناگون به ويژه در زمينه هاي اقتصادي و اجتماعي بوده است. بي ترديد اين وضعيت اسفبار حاصل دلسردي و عدم مشاركت گسترده مردم در انتخابات دوره نهم رياست جمهوري است. به باور ما خروج فوري از شرايط موجود ...

بقیه در ادامه ی مطلب



ادامه مطلب...
ارسال توسط محمد علی رستم پور
 
تاريخ : یکشنبه ششم فروردین 1391

Imam Mosque - مسجد امام اصفهان - GoldenSun.blogfa.com

سلام به همه ی دوستان. دوباره عید رو بهتون تبریک می گم. توی این تعطیلات اصلا حس درس خوندن نمیاد. گفتم بیام گلدن سان رو آپدیت کنم. داشتم فایل های کامپیوترم رو نگاه می کردم که ببینم چی بذاریم توی وبلاگ که خوب و جالب باشه. چیز خاصی پیدا نکردم. گفتم حداقل تا وبلاگ نویسی یادم نرفته بیام یه چیزایی بنویسم. حالا هم هر چی فکر می کنم، چیزی به ذهنم نمی رسه! حالا چی بگم؟

دیگه حالم بهم می خوره تا وقتی می خوام یه چیزی بنویسم در رابطه با عمران و ... باشه؛ یه بار گزارش کار بذارم، یه بار مقاله، یه بار ...؛ حداقل بینش چهار تا چیز دیگه بذارم.

حدود هفت یا هشت ماهی هست که توی سایت DeviantART عضو هستم. سایت جالبیه. در رابطه با گرافیک و عکاسی و از این طور چیزهاست. اعضای سایت میان عکس هایی رو که گرفتن، یا پوستر هایی که رو طراحی کردن رو میذارن توی صفحه ی مخصوص خودشون. توی این صفحه میشه مقاله و یه سری چیزهای دیگه هم گذاشت که البته بعضی هاشون پولی هستند و باید به اصطلاح عضویتت رو آپدیت کنی. در ضمن می شه دوست پیدا کنی و تصاویری که توی صفحه ی دیگران قرار دارند رو در قسمت مورد علاقه مندی های صفحه ی خودت قرار بدی. هم چنین توی صفحه ی نخست سایت، آخرین تصاویر آپلود شده در سایت و هم چنین محبوب ترین تصاویر نیز نشان داده می شوند. کلا سایت جالبیه. یه چیزی مثل شبکه های اجتماعی ولی از نوع هنریشه! حالا کل این بحث جدا و این نکته ای هم که الآن می خوام بگم جدا! این سایت حدود دو یا سه ماه پیش فیلتر شده! بخاطر همین هم خیلی وقته که دیگه سرش نرفتم!

سه تا تصویر از صفحه ی یکی از اعضای سایت که جزو Friend ها من هم بود، واستون می ذارم که دقیقا یادم نیست کجایی بود. ولی از این عکاس های حرفه ای بود که کشورهای مختلف می رفت. یکی از مجموعه عکس هایی که توی صفحه ی خودش در DeviantART گذاشته بود، در رابطه با سفرش به ایران بود. عکس های خیلی قشنگی از مسجد امام اصفهان (مسجد جامع عباسی واقع در میدان امام – نقش جهان - اصفهان) گرفته بود که واستون گذاشتم. برای بزرگ نمایی تصویر بالا بر روی بزرگنمایی کلیک نمائید. اگه اشتباه نکنم اسمش هم Hofiak (اسم عضویتش) بود.

دو تصویر دیگر را در ادامه ی مطلب ببینید.

موفق باشید.


برچسب‌ها: DeviatART, دوینت آرت, مسجد امام اصفهان, مسجد آقا بزرگ کاشان

ادامه مطلب...
ارسال توسط محمد علی رستم پور
 
تاريخ : سه شنبه یکم فروردین 1391

Happy New Year - سال نو مبارک - GoldenSun.blogfa.com

سلام. به عنوان اولین روز سال ۱۳۹۱، سال نو رو به همه ی دوستان تبریک میگم. انشاء الله سال خوب همراه با سلامتی رو پیش رو داشته باشید.


برچسب‌ها: سال نو مبارک

ارسال توسط محمد علی رستم پور
 
تاريخ : جمعه پنجم اسفند 1390

Tension - آزمایش کشش - GoldenSun.blogfa.com

سلام. مدتی بود که آپدیت نکرده بودم. تصمیم گرفتم برای امروز دو تا از آزمایش های مقاومت مصالح که ترم پیش داشتم رو واستون بذارم. یکی از آزمایش ها مربوط به کشش و دیگری مربوط به آزمایش پیچش است. این دو آزمایش رو بطور کامل و جامع نوشتم و هیچ گونه کم و کاستی نذاشتم. اگه این ترم آز مقاومت مصالح گرفتید، بهتون پیشنهاد می کنم که حتما دانلودش کنید. وقت نسبتا زیادی برای تهیه و تایپ این گزارش کار ها صرف کردم. بعدا هم آزمایشات خاک رو که ترم پیش با هزار بدبختی نوشتم رو واستون می ذارم. فکر نکنم جامع تر از اون گزارش کارها بتونید جایی دیگه پیدا کنید. نصف ترم پیش رو صرف نوشتن گزارش کارهای آز خاک کردم!

 آزمایش کشش - مقاومت مصالح

در صورتی که در دو انتهای یک میله دو نیروی مخالف به سوی خارج وارد کنیم، میله به کشش خواهد افتاد. نیروی کشش که سبب ایجاد تنش کششی خواهد شد در طراحی های ساختمان باید مد نظر قرار گیرد. این تنش را می توان بطور خیلی واضح در کابل های کششی پل ها دید.

آزمایش کشش از متداول ترین روش ها در بررسی خواص مکانیکی اجسام است که می تواند...

حجم فایل : 1432 کیلوبایت

پسورد : goldensun.blogfa.com

فایل دانلود غیر مستقیم : آزمایش کشش

 

Torsion - آزمایش پیچش - GoldenSun.blogfa.com

آزمایش پیچش - مقاومت مصالح

در میله ای که یک سر آن آزاد و سر دیگرش گیردار باشد، در صورتی که تحت اثر لنگر پیچشی (کوپل) T در انتهای آزاد خود قرار گیرد، در این حالت از بارگذاری، تمامی مقاطع عرضی میله تحت لنگر پیچشی T قرار گرفته و وضعیت پیچش خالص ایجاد می شود. پیچش ساده در حالتی اتفاق می افتد که...

حجم فایل : 1374 کیلوبایت

پسورد : goldensun.blogfa.com

فایل دانلود غیر مستقیم : آزمایش پیچش


برچسب‌ها: آزمایشگاه مقاومت مصالح, آزمایش کشش, آزمایش پیچش

ارسال توسط محمد علی رستم پور
 
تاريخ : سه شنبه چهارم بهمن 1390

سلام. الآن چند روزی هست که امتحانات پایان ترمم تموم شده و منتظر نمره ی دو تا درس دیگه هستم که معدلم با ده تا درسی که این ترم داشتم مشخص بشه! خدا را شکر این ترم معدلم خوب شد... ولی باز هم اون چیزی که می خواستم نشد! شنبه (هشتم بهمن) هم انتخاب واحده و فردای اون یعنی یکشنبه شروع کلاس ها!

وضع ارز و دلار و طلا و سکه و ... هم همچین پوکیده تو هم! دیروز رفتم توی کشویم، ببینیم چقدر از این پول خارجکی ها (!) دارم! جدا از چند دلار و ریال عربستان و درهم کویت و لیر سوریه ای که داشتم، ۱۰۰۰ افغانی هم داشتم! این ۱۰۰۰ افغانی تنها پولی بود که بابتش خودم پول داده بودم! یادم میاد حدود ۶ یا ۷ و یا شاید ۸ سال پیش که رفته بودم اصفهان، از توی میدون امام (نقش جهان) خریده بودم. اون هم زیر هزار تومن! دیروز رفتم سر مثقال دات کام - البته فیلترش رو شکوندم ;) - ببینم هر افغانی چقدره! ییـــهو برق از کلم پرید! حساب که کردم این هزار افغانی من شده سی هزار تومن!

اگه شد تا قبل از شنبه، سعی می کنم گلدن سان رو آپدیت کنم. موفق باشید...



ارسال توسط محمد علی رستم پور
 
تاريخ : چهارشنبه نهم آذر 1390

سلام. چند روزیه امتحانات میان ترممون تموم شده و الآن فشار سنگین تر از اون یعنی نوشتن گزارش کار آزمایشگاه هاست! من تقریبا برای هر گزارش کار حدود ۲۰ صفحه تایپ می کنم و اصلا هم نباید از اینترنت چیزی برداشت کنی! ولی باز خدا را شکر می شه شب ها رو مثل آدمیزاد خوابید. موقع امتحانات، فکر کنم روزانه کمتر از ۴ ساعت می خوابیدم! یعنی تا ساعت ۲ شب بیدار موندن یه چیز خیلی عادیه تو خوابگاه! واسه امتحان آخری - هیدرولوژی مهندسی - تا ساعت ۴ صبح بیدار بودم... بگذریم ...

همین یکشنبه ای که گذشت، طرفای ساعت سه و ربع بود که از کلاس بارگزاری سازه ها برگشتم خوابگاه. خسته و کوفته... مثل همیشه بچه ها هنوز نیومده بودن. همین موقع ها بود که دیدم از توی راهرو صدای گریه میاد. هی می گفت مُرد... مُرد... سریع از اتاق اومدم بیرون که ببینم چه خبره! دیدم بچه ها جلوی یه اتاق جمع شده بودن! از یکی پرسیدم چه خبره؟ گفت یکی خودکشی کرده! رفیقاش داشتن گریه می کردن... حراست اجازه نمی داد کسی بره تو و یا نگاه کنه ( پـ نـ پـ! بذاره بریم تو! ).

خلاصه از بچه ها پرسیدم کی بود؟ گفتن امیر نب...! من که نشناختمش. سریع رفتم به یکی دیگه از بچه ها گفتم فلانی خودکشی کرد! گفت که میشناسمش! از بچه های موادی (مهندسی مواد) بود... بعضی وقت ها میومد اتاقمون! همون ترکه... قد کوتاهه... همین که مشخصاتشو گفت شناختمش! سال اوّل هم توی طبقه ی خودمون بود!

دوباره رفتم سمت همون اتاقه. از یکی از کسایی که کنار اتاق بود ( نمی دونم کی بود. شاید حراستی بود... هر چی بود دانشجو نبود. چون میانسال بود... ) پرسیدم چطور خودکشی کرده؟ اون که صحنه رو دیده بود گفت که یه پلاستیک کشیده تو سرش و یه شیلنگ گاز هم از کنار گردنش برده تو! بعد پلاستیک رو دور گردنش چسب زده!

حالا من موندم این کپسول به اون بزرگی رو چطور اورده توی اتاق! آخه کپسول بعدش با خودشون بردن. خلاصه اینکه بعد از چند دقیقه جسد روی روی برانکارد گذاشتن و روش پتو کشیدن و با خودشون بردن...

اخبار و تفسیر های زیادی بعدش گفته شد و نمی دونم کدوم راسته و کدوم دروغ! ولی هر چی بود دوستاش می گفتن تا دیروز که خیلی شاد بود و به قول خودش باهاشون سیگار می کشید!

یکی از بچه ها قبل از خودکشی دیده بودش که از اتاق اومده بیرون و صورتش سیاه شده بود و میره توی دستشویی و آب میزنه صورتش... بعد تلو تلو در حالی که می خورده به در و دیوار میره اتاقش!

اتفاقا هم رفتم سر صفحه ی فیس بوکش... آخرین جمله ای که گذاشته بود، این بود: Take it easy. حالا من نمی دونم چرا خودش به این جمله عمل نکرد! اتفاقا هم این جمله رو روز قبل از خودکشیش گذاشته بود!

از این هم بگذریم... خدانگهدار...



ارسال توسط محمد علی رستم پور